۱۸ آذر ۱۳۹۵
تالار خبر
  • تاریخ انتشار خبر :۳ شهریور ۱۳۹۵
  • کد خبر :51285
  • بدون دیدگاه

تصاویر/هفت جنایت سازمان منافقین در دهه ۶۰

صفحه اینستاگرام مرکز اسناد انقلاب اسلامی بسته تصویری “جنایت‌های سازمان منافقین” در دهه ۶۰ را منتشر کرد.

صفحه اینستاگرام مرکز اسناد انقلاب اسلامی بسته تصویری “جنایت‌های سازمان منافقین” در دهه ۶۰ را منتشر کرد.

جنایت سازمان منافقین در دهه 60

جنایت سازمان منافقین در دهه 60

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/6/3/1816064_357.jpg

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/6/3/1816065_578.jpg

جنایت سازمان منافقین در دهه 60

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/6/3/1816067_679.jpg

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/6/3/1816068_238.jpg


در همین زمینه بخوانید :

سازمان منافقین ؛ مردودین تاریخ ایران/ جنایتکارانی که تطهیر نمی‌شوند

به گزارش نامه نیوز، با انتشار فایل صوتی از آیت‌الله منتظری در مورد سال ۶۷ و گروهک منافقین باعث شد تا برخی در داخل و خارج از کشور سعی کنند با مظلوم نمایی کارهای این گروهک تروریستی را پاک کنند. کمتر ایرانی است که نداند این گروه چه جنایت‌هایی را علیه ملت ایران انجام داد. بسیاری از مردم به دلیل انقلابی بودن توسط این گروهک ترور شدند. برخی از مسئولان ما از جمله شهید بهشتی و شهیدان رجایی و باهنر توسط این منافقین ترور شدند. آنها با عراق علیه ایران هم دست شدند و جنگ ۸ ساله را شکل دادند. حالا بعد از این همه جنایت برای مردم قابل پذیرش نیست که برخی سعی کنند جنایت این گروه را به واسطه حوادث سال ۶۷ تطهیر کنند.

با قاطعیت می‌توان گفت که مردم ایران در این جهان هر فرد و یا گروهی را ببخشند هرگز از جنایت‌های منافقین و به ویژه روسای آن نخواهد گذشت. مسعود رجوی که گویا مرده است و مریم رجوی نیز قطعا به زودی تاوان جنایت‌های خود را خواهد داد.

در میان عامه مردم ایران، این سازمان، نه به عنوان سازمان “مجاهدین خلق” که به نام “سازمان منافقین” شناخته می شود.

سازمان مجاهدین خلق، حدود ۴۵ سال پیش، یعنی هنگامی که در ایران، رژیم شاهنشاهی حاکم بود، تشکیل شد. هر چند در آن زمان، رهبری انقلاب مردمی علیه رژیم شاهنشاهی، معتقد به مبارزه سیاسی و تظاهرات غیرمسلحانه علیه حکومت وقت بود، اما اعضای این سازمان اصرار داشتند که باید با تمسک به اسلحه و با اقداماتی از قبیل بمب گذاری و ترور به مقابله با رژیم شاهنشاهی محمدرضا پهلوی رفت.

این، اولین وجه افتراق سازمان مجاهدین با سایر مخالفان رژیم شاه بود.

اعضای این سازمان که در بدو امر، از تقید به دین و مذهب سخن می گفتند و در میانه راه، با گرایش به “مارکسیسم” عملا صف خود را از مبارزات عمومی مردم مسلمان ایران جدا کردند (نقش “چکش” هنوز در آرم این سازمان وجود دارد) و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، بر خلاف رای ۹۸ درصدی مردم به جمهوری اسلامی، به مخالفت با آن پرداختند و البته در این مخالفت، همچنان بر دیدگاه مسلحانه شان اصرار داشتند.

بدین ترتیب و در حالی که ایرانی ها، جشن پیروزی انقلاب شان را گرفته بودند و در حال تشکیل ساختارهای نظام جدید سیاسی بودند، موج ترورها شروع شد به گونه ای که در تهران و بسیاری از شهرها، هر روز این سوال بین مردم تکرار می شد که “امروز چه کسی را زدند” و پاسخ های تکراری مانند اینکه “صبح، نانوای محله را کشتند یا پارچه فروش فلان خیابان را در مغازه اش با دو گلوله به شهادت رساندند و …”.

موج ترورها، البته به مردم عادی که محدود نماند و به زودی به مقامات سیاسی کشور رسید.

در آن سالها، مسوولان نظام نوپای ایران، هنوز دارای ساختار حفاظتی و امنیتی نبودند زیرا نظام در مراحل اولیه تاسیس بود و بسیاری از نهادهایش شکل نگرفته بود و به عنوان مثال هنوز وزارت اطلاعات نیز در کشور وجود نداشت.

بنابراین اعضای سازمان مجاهدین به راحتی توانستند رییس جمهور وقت (محمدعلی رجایی)، نخست وزیر وقت (محمد جواد باهنر)، رییس شورای عالی قضایی (سید محمد حسینی بهشتی) و حدود ۷۰ نفر از نمایندگان پارلمان و اعضای حزب جمهوری اسلامی را در چند اقدام تروریستی به شهادت برسانند.

امامان جمعه شهرهای ایران از جمله آیت الله مدنی، آیت الله دستغیب، آیت الله صدوقی نیز از اهداف تروریست ها بودند که بعدها به “شهدای محراب” معروف شدند.

همزمان با آغاز این ترورها، جمهوری اسلامی، تعقیب رهبران سازمان مجاهدین خلق را در دستور کار خود قرار داد و تعدادی از آنها را دستگیر کرد ولی رهبر اصلی این سازمان، مسعود رجوی، توانست با کمک فردی به نام سرهنگ معزی، که خلبان مخصوص شاه بود و هنوز در ایران زندگی می کرد، در یک عملیات مخفیانه از ایران بگریزد و به پاریس برود و در آنجا، رهبری اقدامات تروریستی نیروهای تحت امرش را پی بگیرد.

در آن زمان که محکومیت اقدامات تروریستی مثل اکنون فراگیر نبود، سازمان در برنامه های رادیویی خودش به طور مداوم گزارش ترورها را به عنوان عملکرد خود اعلام می کرد و از طریق رادیو و بر اساس کدهای از پیش تعریف شده، دستورات لازم را به اعضایش در داخل کشور ارسال می داشت.

در بحبوحه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز، سازمان مجاهدین خلق، با صدام، رییس جمهور مخلوع عراق، پیمان همکاری بست و در پی دیدار مسعود رجوی با صدام (در ۲۲ سال پیش) این سازمان عملا تبدیل به شاخه ای از استخبارات(سازمان اطلاعات و امنیت عراق) کرد که وظیفه جاسوسی از ایران و انجام اقدامات تروریستی را بر دوش گرفت.

ایرانی ها خوب به یاد دارند که بسیاری از تاسیسات شهری آنها، پس از آن هدف بمباران های هوایی عراق قرار گرفت که اعضای سازمان مجاهدین خلق، اطلاعات و نقشه های این تاسیسات را به بعثی ها می رساندند.

آنها همچنین مسوولیت بازجویی و شکنجه اسرای ایرانی در اردوگاه های صدام را بر عهده داشتند.

در پایان جنگ ایران و عراق در ۲۴ جولای ۱۹۸۸، سازمان مجاهدین، با پشتیبانی لجستیک رژیم صدام، با ۱۲۰ تانک، ۴۰۰ نفربر، ۱۰۰۰ کامیون و خودرو و …، هزاران نفر از پرسنل مسلح خود را از مرزهای غربی (سرپل ذهاب) وارد ایران کرد. این نیروها با اشغال برخی مناطق مرزی و کشتار مردم آنها تا شهر مرزی “کرند” پیش رفتند و سپس در جاده اسلام آباد- کرند در تله نیروهای ایرانی افتادند و شکست سختی را متحمل شدند به گونه ای که تعداد کشته های نظامیان این سازمان ۲۰۰۰ نفر اعلام شد (خود سازمان به کشته شدن ۱۲۶۴ نفر از پرسنل نظامی اش اعتراف کرد). ایرانی ها این عملیات را “مرصاد” نام نهادند.

این بزرگترین ناکامی این سازمان در عملیات نظامی رودررو بود و بدین علت، بار دیگر آنها، رویه پیشین خود را در پیش گرفتند و به اقدامات تروریستی روی آوردند که از آن جمله می توان به حملات خمپاره ای آنها به مناطق مسکونی و دولتی در تهران و برخی نقاط دیگر اشاره کرد که تعدادی از شهروندان عادی به شهادت رسیدند.

با این سابقه و این جنایت‌ها نمی‌شود مظلوم نمایی برخی در دفاع از این سازمان را باور کرد. سازمان مجاهدین برای همیشه در تاریخ ایران مردود هستند و هیچ کس نمی‌تواند آنها را تطهیر کند.

برای آگاهی از آخرین اخبار و پیوستن به کانال تلگرامی  "تالار خبر" اینجا کلیک کنید.

برچسب‌ها
دیدگاه ها